مقاله

راههای تحقق شعار سال 2018 سازمان بهداشت جهانی who از نگاه شفا برا اساس طب بومی کردستانKTM

راهکار سال 2018

پوشش سلامت برای همه

مقدمه

سهم دولتها و نهادهای بین المللی برخوردار، به اعتبار تصمیم سازی و قانون گذاری و در اختیار داشتن ثروت ملی و… بسی بیشتر از نهادهای مردمی است و “سمن ها ” (یا همان: NGO  ها) هم به همین اعتبار سهم بیشتری از خانواده ها و افراد دارند.

آنچه ما در این راهکار مدنظر داریم ، همان سهم اندک آحاد مردم یعنی من و تو ، خانواده های ما است که هر چند به اعتبار فرد-فرد ، سهم کمی داریم، اما در مجموع اگر واقع بینانه در نظر بگیریم، به مراتب بیشتر از دولتها میتوانیم در سلامت خود و عزیزانمان سهیم باشیم. و در حقیقت دولتها و نهادها ، ارزش موقت و اعتباری  دارند و ارزش حقیقی همین یک یک  آدمها است؛ که توفیقی فراهم گشته و چند صباحی، مسوولیتی کم یا بیش در قالب شخصیتهای حقوقی (وزیر یا مدیر، کار به دست یا کارمند یا کارمند و یا کارگر و کارگزار و کارفرماو…) داریم؛ والبته ، هر چه توان و امکان و آگاهی  بیشتری داشته باشیم ، مسوولیت انسانی مان در حفظ و ارتقای سلامت خود و عزیزان و محیط زیست مان بیشتر و پر خطرتر است.

پیشینه ی شفا در جهت گیری اصولی به حوزه ی سلامت :

زمانی که برنامه ی شکل گیری معاونت اجتماعی وزارت بهداشت-که بسیار اعم است از معاونت بهداشتی – به ما رسید، خدا را سپاس گفتیم که : از ابتدای تفکر شکل گیری شفا از 30سال پیش ، بهداشت را اعم می دانستیم و جای خالی چنین نهادی را خالی می دیدیم.

به همین خاطر، مستندات شفا در همان اولین مجمع ملی سلامت، هم زمان با تشکیل این معاونت ، چنان مقبول افتاد که شفا به عنوان تنها موسسه ی خصوصی و عدم برخوردار از امکانات مالی وسیع هیچ یک از 1500 نامزد مجمع برای انتخاب برترین ها، این گونه به دو لوح و تندیس ملی افتخار پیدا کرد:

  1. یکی از 22 سازمان برتر در کشور در سال 95
  2. اولین و تنها برگزیده ی محور تحقیق مولفه های موثر بر سلامت در کشور؛ که همین امر، موجب گشت تا در دومین مجمع ملی نیز کاندیدای منتخب باشد. امید است که این نوع “دیدنها” اثر خارجی بیشتری را موجب گردد و درون مجموعه و افرادش را دل گرم تر سازد که “عبادت ، به جز خدمت خلق نیست”.

تحقق عملی شعار سلامت برای همه ، در کردستان در چند حوزه:

  1. در حوزه ی بهداشت .
  2. در حوزه ی درمان.
  3. در حوزه ی دارو و تولید فرآورده های طبّ سنّتی و داروهای ساده ی گیاهی.
  4. در بخش های پژوهش و آموزش .

پوشش همگانی سلامت از منظر شفا:

  • 1. فردی:

1.درونی

1/1 اراده :  اساس تفاوت انسان با سایر جانداران و تنوع در انواع شیوه ها و جلوه های حیات .

2/1: تعقل و تفکر و دقت : دومین نیروی متفاوت ، به نسبت سایر جانداران زمینی، آگاهی و نتیجه گیری از داده های ذهنی است.

3/1: احساس و عواطف : در جانداران بر خلاف ما، اراده و تفکر در حد تامین نیاز بالفعلِ آنان است و منشا تحول نیست و همه یکسان زندگی میکنند. و البته در مورد احساس و عواطف با بروز توجه به فرزندان و دفاع از آنان و تلاش معاش. در بروزهای خارجی و مصادیق، چنین احساس میشود که این نیرو در جانداران خیلی خیلی قوی تر از فکر واراده باشد. اما این حس در بشر ، چنان است که گویی نیروی اراده و فکر برای بروز همین احساس ها و تامین حداکثری لذت های گوناگون است!

2. داخلی :

1/2 : تنفسی: تنفس، لازمه ی حیات است و 5 دقیقه بدون آن، زنده نمی مانیم. پس قدرش را بدانیم

2/2 : خوردن (آب ، غذا و دوا): در انتخاب آب شُرب، دقت کنیم: نوشابه ، چای ، قهوه و … هیچکدام بدرستی و طبیعی بودن آب نیست.حذر از سرخ کردن ، و قهوه ای کردن نشاسته ها و .. و توجه به دستورات  “سُرختن” از ابتکارات شفا. نخوردن معیون: هر آنچه که مردم، قدرت خرید آن را ندارند وبا حسرت به آن می نگرند!. دواها تنها در حد نیاز  و هر چه طبیعی تر باشد و رعایت اصول مهم “غذا-دوا-سم” مذکور در منابع درکتاب ” چهل سال با ktm ، هفت سال با who “.

3. ظاهری :

1/3 پوست : بزرگترین اندام بدن و در معرض ترین هر نوع عامل خارجی موثر بر سلامت . در بهداشت پوست ، کوشاتر باشیم تا کمتر بیمار شویم.

2/3 : مو : رنگ شیمیایی ،اصلاح هفتگی موی زیر بغل و شرمگاه و….

3/3 : پوشش مماس و لازم:

لباس: مرتبط با خود: هدف از جامعه، دفع حرّ و برد است + حُرمت انسانی اندام­ ها در لباس، تحت فشار نباشد.

سایر پوشش ­ها: صندلی ، متکّا ، رخت­خواب و هرآن­چه با اندام­های ما مماس می­گردد، طبق اصول درست انتخاب گردد: که مهم­ترینش رعایت ارگونومی است + جنس و رنگ اصولی متناسب با احوال.

  • خانوادگی:

4-مسکن: نور کافی، دوری از رطوبت، وسقف 80/2 متر به بالا با تهویه ی لازم + درب حمام و توالت وارد هال و اتاق نگردد و… .

5-اثاثیه:  ا- ابزار برای راحتی و رفاه است. نباید رفاه را فدای ابزار سازیم. 2- امکانات، زمانی دل­چسب و گوارا است که عموم هم­نوعان بتوانند و داشته باشند.

6-همسر: همین دو رکن خانواده یعنی زن­ و شوهر است که هر چه سالم­تر و هماهنگ ­تر باشند، سنگ بنای جامعه ، پایدارتر و جای اعتماد بیش­تر است.

7-والدین زوج: والدین هر یک از زوجین، والدین دیگری، می­گردد و از نظر قرآن ، محرمیت درجه یک خانوادگی می­ یابند؛ تا ارکان خانواده­ ی سالم، محکم­تر و ثبات و آرامش در جامعه ، هرچه قوی­تر.

8-اولاد: شرط ثباتِ جامعه در تربیت سالم فرزندان و به رسمیّت شناختن حقوق طبیعی آنان است. در جامعه ­ای که رابطه ی والدین و اولاد، سست گردد، بی­ثباتی و ناهنجاری­ ها رخ خواهد داد.

9-خواهر و برادر: جنسیت فرزند در سرشت، چنین است که تناسب-همواره- می­ماند مگر حوادث، این نظام فطری را به هم­زند. حق، آن است که: مواطف اولاد نسبت به هم، هرچه مستحکم ­تر گردد: تا بنای سالم خانواده، محکم­تر و گسترده ­تر باشد تا قبیله ­ی سالم و ملیت سالم شکل بگیرد.

10-سایر نزدیکان: وظایف عاطفی و اجتماعی پس از درجه­ یک ­ها، به سایر نزدیکان می­ رسد.دقت فرمایید: هر کس به نیازمندان فامیلش برسد،

  • محل درس و کار :

11- خودم: اگر هر یک از ما انسان ­ها وظیفه­ شناس باشیم، خود به خود بسیاری ناهنجاری­ ها نمی­ ماند.

12- مافوق (استاد یا مدیر): الف – اطاعت لازم و بی چون وچرا در اجرا. ب-یادآوری خطاها در فراغت ممکن. ج- جبران کم و کاستی­های مافوق در عین حفظ نظمِ کاری. د-و مهم­تر از همه : رابطه ­ی انسانی و عاطفی مطلوب.

13- هم طراز ( همکلاس و همکار): الف- بسطِ حسِّ تعاون. ب- دل­گرم کردن ، با محبت  واحترام و گاهی دادن هدایای ساده و متناسب. ج- سعی در هم­یاری در وقت فشار بر هم­کلاس یا هم­کار. د- در دمای اتاق و سایر موارد حیاتی ، توجّه به نیاز آنان بیش­تر از خود.

14- زیردست (شاگرد یا کارکنان): الف- احوال­پرسی صمیمانه . ب- دقّت در احوال شخصی واحیانا نگرانی ­های درونی آنان . ج- سعی در آسان کردن بستر یادگیری یا انجام کاری برای آنان . د- ایجاد تنوع و تفریح با بهره گیری از خلاقیت ­های که خدا به همه عطا کرده است؛ تا با نشاط بیشتر به وظایف­ مان برسیم.

15-محیط درس و کار: این محیط لحظاتی در اختیار ما است و مالکیت ما نسبی است. بنابراین، در حفظ مطلوب آن بکوشیم و احساس­مان چنین باشد که عزیزترین کسان­مان پس از ما از اینجا استفاده می­کنند؛ پس نه تنها در حفظ آن، بلکه در بهبود و ارتقای آن هم بکوشیم.

  • منطقه :

16- هم زبانان و غیر هم زبانان: به گویش­ ها و لهجه ­های مختلف یک­دیگر احترام بگذاریم و این تفاوت را مایه­ ی پویایی مغزمان سازیم تا کم­تر فراموشی بگیریم. هر چه زبان بیش­تری یاد بگیریم( چه زبان کامل چه لهجه ­های محلی)، نیروی ذهن، قوی­تر می­گردد.

17- هم کیشان و غیر هم کیشان: هر کسی را اعتقادی است. قرآن می­ فرماید: ” لا اکراه فی الدین” و کُرد مَثَلی دارد که : “عیسا به دین خوه­ ی ، موسی به دین خوه­ ی” و… همان­طور که دوست داریم دیگران به عقاید­مان احترام بگذارند، برای عقاید دیگران احترام قائل شویم.

18- محیط زیست (خاک ، آب ، هوا): سایر جانداران را ببینیم که پیش از نیازشان، در طبیعت تخریب ایجاد نمی­کنند. علت اصلی آلودگی­ های زیست محیطی، خودخواهی برخی از ما انسان­ ها است.

  • دنیا :

19- منطقه و کشور: به قوانین عمومی کشور احترام بگذاریم و در اصلاح قوانین ناقص و معیوب تلاش کنیم.

20- اقلیم آب وهوایی: از آسیب ­های دنیای کنونی ارتباطات و دهکده­ ی الکترونیک، این است که ساخت ­و سازها و برنامه­ های کلان­ و خرده طرح­ های موفق در اقلیمی دیگر، ممکن است به محیط ما آسیب­ های جبران­ ناپذیر برساند.

21- زبان ها و فرهنگ ها:چه خوب است که مشترکات زبان­ ها و فرهنگ­ ها را بزرگ­تر جلوه دهیم و ویژگی­ های جالب هر فرهنگ متفاوت را به درستی به سایر فرهنگ­ ها معرفی کنیم.

22- دهکده ی جهانی: ما، واحد کوچکی از منظومه ­ای کوچک در میان هزاران منظومه ­ی دیگر و در حاشیه یکی از کهکشان­ های بی حساب خدا در جهان هستی هستیم و آن­قدر کوچک می­ اندیشیم که زمین کوچک خود را ” جهان” می­ نامیم! کره ­ی ما به ­سان الکترونی در یک سلول به نام منظومه ­ی خورشیدی است؛ وجزء پیکر عظیمی از یک موجود زنده به نام یک کهکشان یا حتی “جهان”!

23- جهان ماورای زمینی: عنوان اشرف مخلوقات، خودخواهی ما است. قرآن، به موجودات فراوان برتر از ما در سایر کرات، اشاره ­ها دارد. با این فهم اندکی به خود آییم تا غرورمان مایه­ ی ناهنجاری ­ها و ناسلامتی ­مان نگردد! فراموش نکنیم با هر اعتقادی که داریم و جای احترام است – ما بنده­ایم. نه آمدن­ ها دست خودمان است نه رفتن، نه گردش خون و… .

 

برای مطالعه ی بیشتر با جزئیات فایل را دانلود کنید(کلیک کنید)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.